دیوانه تر از لیلی
هنوز اسیر انتظارم ولی نمی دانم، نمی دانم تا کی پشت این درهای بسته بنشینم ، تا شاید معبودم بر گردد . اخر چه کنم دوستش دارم شوخی نیست حرف یک عمر در به دری است اما همچنان با حکایت عشق روزگاررا می گذرانم .
یار من به امید بازگشت عشقت اسمان را سیر می کنم .از هم میگویم دوستت دارم دیوانه تر از لیلی
عاشق چو شدی تیر به سر باید خورد
زهری که رسدحق چو شکربایدخورد
راه وصـــال دوســت بـا چـهــره بـــاز
دریــا دریــا خون جـگـر بـایـد خــورد

+ دختر
تنهايي شب
|
باغچه قلبم
امشب من به مهمانی ستاره ها دعوت شده ام دورازهمه 
وامشب اسمان خاکســـتری بستری سرد و غریبانه ای به
گرفته است .و من بدون هیچ هراس و دغد غه ای با تمام
صداقت و یک رنگی فاصله ها را کنار می زنم و نیلوفر های
عاشق را در باغچه دلم در خاکی ازامید دوباره می کارم تا
شاید به معبودم برسم .





+ دختر
تنهايي شب
|
حسرت با تو بودن
در شبی با تمام دل تنگی پیرهنی سیاه به تن کرده و دلی که مانند قفسی که چند روزی خبری از اواز چکاوک ندارد همراه بودم .و با سکوتی دل فریب به اعماق دریا خیره شده بودم ودر دریای بی کران که مانند جاده ای بارانی بود مانند من غمگین بود وچراغ های اسمان بی فروغ می درخشیدند .
و من با دنیایی از غم منتظر برگشت تو وحسرت لحظه ای با تو بودن را داشتم ......




