◄◄دختر تنهایی شب►►
سکوت فریاد دل من است فقط تو باورش کن
عکس امروز!!!!
رویای تلخ -شهرام طعم تنهایی -مجید عليرضا مسعود سعید
20
دیشب دلم گرفته بود مثل هوای بارونی دلم هوای تو رو کرده بود هوای اون همه شیرین زبونی دلم می خواست گریه کنم بگم که سخته تنهایی ای هم صدای اشنا بگو پیشم میمونی وقتی صدات تو گوشمه میگی اینجا میمونی ولی صدات تو گوشمه میگی که اینجا میمونی رفتم کنار پنجره گفتم شاید ببینمت دیدم محاله دیدنت چون گل باید بچینمت یهو دیدم یه قاصدک اومدپیشم خبر اورد ای اشنا یه رازی رو بهت میگم گفتم بگو اهی کشیداومد نشست رو شونه هام چماشو بست تا نبینه اشک چشام می گفت توی یه راه دور وسوت وکور مسافری نشسته بود مسافری غریب و دلشکسته بود از تو همش سکوت میکرد بااشک گرم ودل سرد می گفت یادت نماد اون روزای اخری چقدر دلش می خواست که تو نگاش کنی صداش کنی بهش بگی دوستش داری به شرطی تنهاش نذاری تا اومدم بهش بگم برو بگو دوستش دارم دیدم که او رفته بود و منم دارم خواب میبینم به روز شده درجمعه ۱۹/۵/۱۳۸۶ ...دوست دار تو
دیشب دلم گرفته بود مثل هوای بارونی دلم هوای تو رو کرده بود
هوای اون همه شیرین زبونی دلم می خواست گریه کنم بگم که سخته تنهایی
ای هم صدای اشنا بگو پیشم
میمونی وقتی صدات تو گوشمه میگی اینجا میمونی
ولی صدات تو گوشمه میگی که اینجا میمونی رفتم کنار پنجره
گفتم شاید ببینمت دیدم
محاله دیدنت چون گل باید بچینمت
یهو دیدم یه قاصدک اومدپیشم خبر اورد ای اشنا یه رازی رو بهت میگم گفتم بگو
اهی کشیداومد نشست
رو شونه هام چماشو بست تا نبینه اشک چشام
می گفت توی یه راه دور وسوت وکور مسافری نشسته بود
مسافری غریب و دلشکسته بود
از تو همش سکوت میکرد بااشک گرم ودل سرد می گفت
یادت نماد اون روزای اخری چقدر دلش می خواست
که تو نگاش کنی صداش کنی
بهش بگی دوستش داری به شرطی تنهاش نذاری
تا اومدم بهش بگم برو بگو دوستش دارم
دیدم که او رفته بود و
منم دارم خواب میبینم
به روز شده درجمعه ۱۹/۵/۱۳۸۶
...دوست دار تو
+ دختر تنهايي شب |
19 زندگی شاید ریسمانی است که با آن مردی خود را از شاخه می اویزد زندگی شاید آن لحظه مسدودیست که نگاه من نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد آه سهم من این است سهم من این است ...سهم من آسمانی ست که آویختن پرده ای ، آن را از من می گیرد سهم من پایین رفتن از یک پله متروک است و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید دستهایت را دوست دارم چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من به روز شده در سه شنبه ۱۶/۵/۱۳۸۶ + دختر تنهايي شب |
19
زندگی شاید ریسمانی است که با آن مردی خود را از شاخه می اویزد
زندگی شاید
ریسمانی است که با آن مردی خود را از شاخه می اویزد
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه من نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
آه
سهم من این است
...سهم من آسمانی ست که آویختن پرده ای ، آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروک است
و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید
دستهایت را دوست دارم
چشمان من طوفان غم دارد
ولی خنده بر لب می زنم
تا کس نداند راز من
به روز شده در سه شنبه ۱۶/۵/۱۳۸۶