
گمانی وسرابی
گمان کردم چو سایه باز همراهم تو می مانی
گمان کردم که با من راز دار وهمدل و جانی
گمان کردم که دردل،عشقی ازمحراب پرخونی
گمان کردم مــرا فرهــــاد وشاید به زمـجنونی
گمان کردم چون گردنبند ، همــواره مرا یاری
گمان کردم مـرا در قلب پیوســته نگـــه داری
گمان کردم که از عشقـم پـر از جانی وایمانی
گمان کردم که با مــن هــــمنوا ونیک پیمانی
گمان کردم، گمان کردم ، گمانم صد غلط باشد
حبابی وسرابی وگمانم را یقین کاهد


به روز شده در26/5/13۸6