◄◄دختر تنهایی شب►►
سکوت فریاد دل من است فقط تو باورش کن
عکس امروز!!!!
رویای تلخ -شهرام طعم تنهایی -مجید عليرضا مسعود سعید
167
جواب مسج نمیده که میاد یا نمی آداگه خواس بیاد تو نیا !باشه ؟! اصلا حوصله ی حرص خوردن ندارم .
+ دختر تنهايي شب
166 بعضی کتابا خیلی کند پیش میرن نه ؟!!اصلن از کتابایی که خیلی میرن تو جزئیات خوشم نمی آد!آخه به من چه دامنش چند تا چین داره ... ! اَه . + دختر تنهايي شب 165 مامان گفت : چه اجباری ؟!!ما هیچ کاره ایم .شماها عاقل و بالغین !عاقل و بالغ ...؟هِی حواست کجاس ؟!منظورش به من و تو بود ... + دختر تنهايي شب | 164 کابوس ها ی شوم خاطرات تلخ همه دست به دست هم دادند ودیشب خواب رو از من گرفتند پ.ن:لعنتی با تو ام.... باتو الهام پاتو از زندگیم بکش بیرون + دختر تنهايي شب | 163 صدای بارون با فریاد آسمون و زوزه باد ، حس لطیفی داره اینکه تنها تو تاریکی شب بشینی زیر بارون و فقط گوش کنی به صدای هر قطره ای که به زمین میفته به صدای آسمون که زمینو به لرزه درمیاره به صدای باد که زوزه غم ناکی داره هیچ موسیقی به این زیبایی نواخته نشده +برگرفته شده از وب بسیار زیبای گمشده ای در عالم رویا + دختر تنهايي شب 162 لاک پشت میمونیخوب اون لاک لعنتی رو بردار و گم شو از جلو چشمم تا بیشتر از این خونم به جوش نیومده ! + دختر تنهايي شب | 161 اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز + دختر تنهايي شب | 160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
166
بعضی کتابا خیلی کند پیش میرن نه ؟!!اصلن از کتابایی که خیلی میرن تو جزئیات خوشم نمی آد!آخه به من چه دامنش چند تا چین داره ... ! اَه .
165 مامان گفت : چه اجباری ؟!!ما هیچ کاره ایم .شماها عاقل و بالغین !عاقل و بالغ ...؟هِی حواست کجاس ؟!منظورش به من و تو بود ... + دختر تنهايي شب | 164 کابوس ها ی شوم خاطرات تلخ همه دست به دست هم دادند ودیشب خواب رو از من گرفتند پ.ن:لعنتی با تو ام.... باتو الهام پاتو از زندگیم بکش بیرون + دختر تنهايي شب | 163 صدای بارون با فریاد آسمون و زوزه باد ، حس لطیفی داره اینکه تنها تو تاریکی شب بشینی زیر بارون و فقط گوش کنی به صدای هر قطره ای که به زمین میفته به صدای آسمون که زمینو به لرزه درمیاره به صدای باد که زوزه غم ناکی داره هیچ موسیقی به این زیبایی نواخته نشده +برگرفته شده از وب بسیار زیبای گمشده ای در عالم رویا + دختر تنهايي شب 162 لاک پشت میمونیخوب اون لاک لعنتی رو بردار و گم شو از جلو چشمم تا بیشتر از این خونم به جوش نیومده ! + دختر تنهايي شب | 161 اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز + دختر تنهايي شب | 160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
165
مامان گفت : چه اجباری ؟!!ما هیچ کاره ایم .شماها عاقل و بالغین !عاقل و بالغ ...؟هِی حواست کجاس ؟!منظورش به من و تو بود ...
+ دختر تنهايي شب |
164 کابوس ها ی شوم خاطرات تلخ همه دست به دست هم دادند ودیشب خواب رو از من گرفتند پ.ن:لعنتی با تو ام.... باتو الهام پاتو از زندگیم بکش بیرون + دختر تنهايي شب | 163 صدای بارون با فریاد آسمون و زوزه باد ، حس لطیفی داره اینکه تنها تو تاریکی شب بشینی زیر بارون و فقط گوش کنی به صدای هر قطره ای که به زمین میفته به صدای آسمون که زمینو به لرزه درمیاره به صدای باد که زوزه غم ناکی داره هیچ موسیقی به این زیبایی نواخته نشده +برگرفته شده از وب بسیار زیبای گمشده ای در عالم رویا + دختر تنهايي شب 162 لاک پشت میمونیخوب اون لاک لعنتی رو بردار و گم شو از جلو چشمم تا بیشتر از این خونم به جوش نیومده ! + دختر تنهايي شب | 161 اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز + دختر تنهايي شب | 160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
164
کابوس ها ی شوم
خاطرات تلخ
همه دست به دست هم دادند ودیشب خواب رو از من گرفتند
پ.ن:لعنتی با تو ام....
باتو
الهام پاتو از زندگیم بکش بیرون
163 صدای بارون با فریاد آسمون و زوزه باد ، حس لطیفی داره اینکه تنها تو تاریکی شب بشینی زیر بارون و فقط گوش کنی به صدای هر قطره ای که به زمین میفته به صدای آسمون که زمینو به لرزه درمیاره به صدای باد که زوزه غم ناکی داره هیچ موسیقی به این زیبایی نواخته نشده +برگرفته شده از وب بسیار زیبای گمشده ای در عالم رویا + دختر تنهايي شب 162 لاک پشت میمونیخوب اون لاک لعنتی رو بردار و گم شو از جلو چشمم تا بیشتر از این خونم به جوش نیومده ! + دختر تنهايي شب | 161 اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز + دختر تنهايي شب | 160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
163
صدای بارون با فریاد آسمون و زوزه باد ، حس لطیفی داره اینکه تنها تو تاریکی شب بشینی زیر بارون و فقط گوش کنی به صدای هر قطره ای که به زمین میفته به صدای آسمون که زمینو به لرزه درمیاره به صدای باد که زوزه غم ناکی داره هیچ موسیقی به این زیبایی نواخته نشده +برگرفته شده از وب بسیار زیبای گمشده ای در عالم رویا
صدای بارون با فریاد آسمون و زوزه باد ، حس لطیفی داره
اینکه تنها تو تاریکی شب بشینی زیر بارون و فقط گوش کنی به صدای هر قطره ای که به زمین میفته به صدای آسمون که زمینو به لرزه درمیاره به صدای باد که زوزه غم ناکی داره
هیچ موسیقی به این زیبایی نواخته نشده
+برگرفته شده از وب بسیار زیبای گمشده ای در عالم رویا
162 لاک پشت میمونیخوب اون لاک لعنتی رو بردار و گم شو از جلو چشمم تا بیشتر از این خونم به جوش نیومده ! + دختر تنهايي شب | 161 اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز + دختر تنهايي شب | 160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
162
لاک پشت میمونیخوب اون لاک لعنتی رو بردار و گم شو از جلو چشمم تا بیشتر از این خونم به جوش نیومده !
161 اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز + دختر تنهايي شب | 160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
161
اسم وبمو عوض کردم دیگه نمی خوام دختره باکره باشم... پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم دختری از جنس پاییز
پ.ن:چون متولد پاییزم اسمشو گذاشتم
دختری از جنس پاییز
160 این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید + دختر تنهايي شب 159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
160
این آدم هااین آدم ها چی فکر کردن ؟!! پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید
پ.ن:چرا باید نوشته های بی ارزش خودمو که فقط مربوط به خودم و خودم هست
تو وبهای دیگه ببینم مگه عرضه ندارید خودتون بنویسید
159 من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟! + دختر تنهايي شب | 158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
159
من چرا انقدر نفوذ بد میزنم ؟!"همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت" ، مگه نه؟!
158 آی آدم ها .... + دختر تنهايي شب 157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
158
آی آدم ها ....
157 راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم ! + دختر تنهايي شب 156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
157
راه رفته رو دوس ندارم برگردم ، یعنی نه اینکه دوست نداشته باشم ، حوصله ندارم !
156 دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد. + دختر تنهايي شب | 155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
156
دستانم را میشود قاب کرد به طاق آسمان یک اثر هنری فوق العاده خواهد شد.
155 من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی + دختر تنهايي شب 154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
155
من خیلی احمقممیدونم. +وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی
+وشاید هم مقصر اصلیش تو باشی
154 پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ... + دختر تنهايي شب 153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
154
پاچــــــــــــه میگیریم. پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی... +ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ...
پ.ن : من دوست دارم خوب باشم مهربون و دوست داشتنی...
+ولی آقای Hاخلاق بد شما نمیذاره ...
153 آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم ! + دختر تنهايي شب | 152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
153
آدم های فضول را متنفرم .و بدقول پ.نربطشون بمونه !فقط دلم خواست تاکید کنم !
152 می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر . + دختر تنهايي شب 151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
152
می رقصم با بادو تو دیوانه میشوی من ، خود ِ بادمباد ِ سوداگر .
151 خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا . + دختر تنهايي شب | 150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
151
خدا ،فردا را به خیر بگذران لطفا .
150 تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش + دختر تنهايي شب | 149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
150
تا هميشه مَنات خواهم پرستيدبا هر يكانِ نگاهاتایلیا دیانوش
149 کآش مهربان تر بودی + دختر تنهايي شب 148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
149
کآش مهربان تر بودی
148 دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH + دختر تنهايي شب 147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
148
دیشب عجب شبی بود +قبول داری آقایH
+قبول داری آقایH
147 آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!! + دختر تنهايي شب 146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
147
آدم باید با یک عدد خروس بی محل چه کار کند ؟!!
146 کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم ! + دختر تنهايي شب | 145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
146
کمی ، فقط کمی ، دلت را تنگ کن برایم !
145 سردرد دارم باز ! + دختر تنهايي شب | 144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
145
سردرد دارم باز !
144 چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه . + دختر تنهايي شب 143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
144
چقدر بده که هر روز یک نفر به تعداد ِ آدمهایی که به ناچار باید براشون Invisible باشم اضافه میشه .
143 هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها.. + دختر تنهايي شب 142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
143
هیچ وقت دو تا آدم که خطوط ذهنشان هر کدام ساز خودش را میزند، نمیتوانند با هم همفکری کنند ، واگر هم به سرشان زد و همفکری کردند ، هیچ وقت به نتیجه ی یکسانی نمیرسند. پ.ننگو اشتباه میکنم آقای ِ H من بارها این تجربه را کرده ام، بارها..
142 سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ... + دختر تنهايي شب | 141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
142
سخت میگذردسختو تو ، اصلن عین خیالت هم نیست انگار. پ.ن :۴۰ روز به باز گشت تو ...
141 حذف شد... + دختر تنهايي شب | 140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
141
حذف شد...
140 حرمت ،نگه نمیدارند. . .... + دختر تنهايي شب 139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
140
حرمت ،نگه نمیدارند. . ....
139 هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال ! + دختر تنهايي شب 138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
139
هضم نمیشود ، این همه خیال ِ کال !
138 نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .! + دختر تنهايي شب 137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
138
نمیدانم چرا هیچ چیز آن طور نیست که باید .!
137 آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو... + دختر تنهايي شب |
137
آشکارا نهان کنم تا چنددوست میدارمت به بانگ ِبلند... پ.ن:۴۱روز دیگه بازگشت تو...