تبليغاتX
◄◄دختر تنهایی شب►►

سکوت فریاد دل من است فقط تو باورش کن

من عاشقم هنوز..

عاشق چشم های رنگین کمانیش...

چه خوبه کودکی کردن..

بوسیدن و خندیدن..

+ دختر تنهايي شب


ای کاش دیلیت کردن عکس ها

به اندازه سوزوندنشون با فندک..

از دردِ آدم کم میکرد..

+ دختر تنهايي شب


فقط کافیه چشات و ببندی

+ دختر تنهايي شب


میخواست بهش التماس کنم..

+ دختر تنهايي شب


وقتی صدای نفس هایت هم شنیده نمیشود!

شاید که وقت آن رسیده!

باید مرده باشی ! حتی اگر زندگی کردن بدانی..!

+ دختر تنهايي شب


فرق میکنه؟!

فرق میکنه برگ خشکه ! درختِ پیره باغ باشی یا

برگ خشک درخت دم خونمون؟

 وقتی قراره له بشی؟!

+ دختر تنهايي شب


راه حلی برای فرار از غرق شدن..

کافیست

دست هایت را رو به خدا باز کنی

+ دختر تنهايي شب


چه فرقی میکنه بال داشته باشی یا نه؟

وقتی نتونی پرواز کنی!

+ دختر تنهايي شب


شب هایی بود که تا صبح بیدار میشستم..

فکر میکردم..

فکر میکردم..

به آینده ای که من و به سمت خودش میکشید!

+ دختر تنهايي شب


شوق لحظه ی پیدا کردن تو پشت شمشادای اون طرف کوچه...

داشتنت ...

خواستنت..

سوک سوک!

+ دختر تنهايي شب


هیچوقت لذت خوندن دفترچه خاطرات کاملا خصوصی یه نفر و نچشیدم..

+ چند روزه که خیلی فضول شدم اینو قبول دارم

+ دختر تنهايي شب


در گیر شدم..

درگیر حضور دوباره کسی..

پشت دیوار های بلند..

که بخواهی و هرگز دست هایت نرسد

+ البته فعلا دستم به دستت نمیرسه

+ دختر تنهايي شب


فکر میکرد٬اگه نباشه..

من راحت ترم..

چرا فکر میکرد؟!

+ دختر تنهايي شب


نوشتی  عکاس تحسین شده ی سال..

یاد شب تولدم افتادم.

یاد عکسا..

یاد..

خاطره ها..

خوب عکس میگرفتی..

نه ! شاید بی نظیر

+ دختر تنهايي شب


دارم طعم خوش زندگی رو می چشم

 خدا جون ازت ممنونم

+ دختر تنهايي شب


یه دل که میگیره به یاد گذشته ها..

که قشنگ بود

+ دختر تنهايي شب


نمیدونم معنی...ساعت ها نخوابیدن و میفهمی یا نه؟

من به یاد تو

به یاد اون روزا

گریه کردم..

من گریـــــــــه کردم..

و نخوابیدم..

ساعت ها..

+ دختر تنهايي شب


تیک تاک

از این به بعد همش تاک تاک...

میبینی؟ تیک بدون تاک خیلی بی خود شده..!

+ دختر تنهايي شب


خدایا

زمانی که کسی نبود تا اشک هایم را ببیند

آمدی..

با همان دستان مهربانت..

ا ش ک هایم را پاک کردی..

خدایا

باش..

میترسم

+ دختر تنهايي شب


تند تند میدوی...

کند کند می آیم..انگار نرسیده باشم هرگز!

+ دختر تنهايي شب


من میخواستم..

ستاره ترین ستاره باشم..از همین هایی که بلدند با چشم راستشان هم چشمک بزنند!
و من هر گز نخواهم توانست!

+شایدم بتونم

+ دختر تنهايي شب


ممنونتم خدا

هرچی خواستم بهم دادی کمکم کردی

دوستم داشتی...

گفتم خدا برسون رسوندی

گفتم خدا مواظبش باش

من ازش دورم ...

مواظبش بودی

ممنونم

جبران میکنم جبران....

+ دختر تنهايي شب


به کدوم ستاره نگاه میکنی؟!

دستات توی دستای کدوم پرندست؟!

تا کجا باید نباشم؟!

که زندگی کنی؟!

که زندگی نکنم؟

که خرابم؟!

که تنهام؟!

که عطش داررم..

که خیسم..

که دردم..

که..

+ دختر تنهايي شب


میدونی؟!

که نفسم میگیره؟

که این روزا صدام میلرزه؟!

که دلم میخواد بخوابم و تا وقتی نباشی بیدار نشم؟!

تلخم..

تنهام!

+ دختر تنهايي شب


آروم و منتظر نشستم..

+ دختر تنهايي شب


نباشی که من نباشم!؟

هستم که باشی..

فقط یادآوریست..

+ دختر تنهايي شب


مینویسم..

.

مینویسم..

مینویسم..

آنقدر که اشک هایم خشک شود..

مینویسم..

مینویسم..

آنقدر که بیایِِـــــــــــــــــی

چرا؟!

+ دختر تنهايي شب


پر از اضطرابم..

احساسم خشک شده..

حرفی نیست

+ دختر تنهايي شب


توی تاریکی نفس میکشم..

تو را و میخواهم ...

و اینگونه خواستنم چیزی جز تکرار نیست..

تکرار نداشته هایم..

بیا به دیدنم..

تنهایی را لمس کردم با نوک همین انگشتان ..

بیزارم..بیزارم..از آنچه هستم

+ دختر تنهايي شب


اشتباه گرفته بودمت با خودم

خسته بودم از خواستنت!

من پر توقع ام -قبول دارم-ولی تو بر آورده شون کن

+ دختر تنهايي شب


هرگز نخواستم ستاره ای باشم در دست های تو...

خواستم دستان ناتوان کودکی باشم ققل شده به دستان مادرش...

+ دختر تنهايي شب


شاید جرات پرتاب کردن این تن نیمه جون و ندارم...

ولی بار ها دست روحم و گرفتم و از بالای این پله ها پرت کردم پایین

باور کنید که من زنده نیستم..

+گاهی اوقات احساس میکنم که تو کما هستم

و یک خانواده واسم دعا میکنن که شفا پیدا کنم

خانواده ای که من جزء اونا هستم 

و چشم انتظار منن

چشم انتظار...

+ دختر تنهايي شب


خاطره شدیم

من وآنهایی که بی وفایی اموختند- روی دیوار کودکان فردا...

توی قاب های چوبی...

زیر بالش های خیس از اشک..

یا در جیب های دخترک آماده ی سقوط...

خاطره میشویم..

+این پست رو برای کسانی نوشتم که یه عمر باهاشون زندگی کردم

از بدو تولد تا الان-من میرم از پیشتون ...فقط سه ماه دیگه منو تحمل کنید

از نت میرم از این شهرهم خواهم رفت ...

+ دختر تنهايي شب


چه قدر دوس دارم یه شب بخوابم و دیگه پا نشم!

چه قدر  ....

روحم ...

....درد میکنه!

شاید خیلی وقته خودمو میونه اون خنده های زورکی گم کردم!

تموم شو دیگه !

+فقط تو آرومم میکنی

فقط تو که فرسخ ها بامن فاصله داری و یه روز مال من میشی...

+ دختر تنهايي شب


شبیه هیچ شده ام

شبیه سایه ای روی دیوار

تاریک و مبهم

بدون لبخند...):

تلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخ!

 

+ دختر تنهايي شب


من..
دلم..
خیلی چیزا می خواست..
ولی..
حالا..
..

هیس..

ساکت

من بهش قول دادم..

+ دختر تنهايي شب


شب هایی بود که تا صبح بیدار میشستم..

فکر میکردم..

فکر میکردم..

به آینده ای که من و به سمت خودش میکشید!

+ دختر تنهايي شب


در گیر شدم..

درگیر حضور دوباره کسی..

پشت دیوار های بلند..

که بخواهی و هرگز دست هایت نرسد...

+ دختر تنهايي شب


در اینجا شهریست و مردمی که نمی بینند

 در اینجا عشقیست که هر روز تکه ای از آن زیر پای این مردم له میشود...

در این شهر

منی وجود دارد..که البته معتاد است به این حرف های پوچ و شاید تو هرگز

این من را نخواهی شناخت..

کسی نمی شنود..

و نمی فهمد

+ دختر تنهايي شب


فاقد متن!!!

+ دختر تنهايي شب


این همه پریشانی و بی تابی..

درست همین لحظه که من...

+ دختر تنهايي شب


میخواستم بخندم..

نمیدونی چقدر احتیاج داشتم به خنده..

اما...اشکام..

۱ ساعت بدون وقفه بارید..

و من خیس شدم از هر آنچه که باید فراموش میشد...

+ دختر تنهايي شب


دیروز رو دفتر شعرم بارون میومد..

..

زندگی من جمع شده تو نقطه ته خط

+ دختر تنهايي شب


+نمیدونم چرا همه ی وب ها شمارشی میرن جلو

مثل من!!!!

اما فرقشون اینه که من مدت زیادی دارم مینویسم

اما اونا چی؟

فقط تقلید میکنن:(

+ دختر تنهايي شب


عاشق این بودم که ساز دهنیم و بگیرم تو دستام و بزارم جلوی دهنم بشینم دم پنجره و ..

بزنم..

بزنم..

اما نه ساز دهنی دارم

نه بلدم بزنم..

و نه پنجره ای که لبش بشینم..!
هوه!

+ دختر تنهايي شب


گاهی اوقات مخ منم

مثل کامپیوترم هنگ میکنه

+چند روز نبودم نت جبران میکنم

+ دختر تنهايي شب