در اینجا شهریست و مردمی که نمی بینند
در اینجا عشقیست که هر روز تکه ای از آن زیر پای این مردم له میشود...
در این شهر
منی وجود دارد..که البته معتاد است به این حرف های پوچ و شاید تو هرگز
این من را نخواهی شناخت..
کسی نمی شنود..
و نمی فهمد
+ دختر
تنهايي شب
فاقد متن!!!
+ دختر
تنهايي شب
|
این همه پریشانی و بی تابی..
درست همین لحظه که من...
+ دختر
تنهايي شب
میخواستم بخندم..
نمیدونی چقدر احتیاج داشتم به خنده..
اما...اشکام..
۱ ساعت بدون وقفه بارید..
و من خیس شدم از هر آنچه که باید فراموش میشد...
+ دختر
تنهايي شب
|
دیروز رو دفتر شعرم بارون میومد..
..
زندگی من جمع شده تو نقطه ته خط
+ دختر
تنهايي شب
+نمیدونم چرا همه ی وب ها شمارشی میرن جلو
مثل من!!!!
اما فرقشون اینه که من مدت زیادی دارم مینویسم
اما اونا چی؟
فقط تقلید میکنن:(
+ دختر
تنهايي شب
عاشق این بودم که ساز دهنیم و بگیرم تو دستام و بزارم جلوی دهنم بشینم دم پنجره و ..
بزنم..
بزنم..
اما نه ساز دهنی دارم
نه بلدم بزنم..
و نه پنجره ای که لبش بشینم..!
هوه!
+ دختر
تنهايي شب
|
گاهی اوقات مخ منم
مثل کامپیوترم هنگ میکنه
+چند روز نبودم نت جبران میکنم