تا مگر شیشه ای این کاخ به هم در شکند
تا مگر ولوله افتد به دل قصر سکوت
دست در حسرت سنگ
سنگ در ارزوی پرواز است
+ دختر
تنهايي شب
مطمئن باش تا زمانیکه
تو
سکوت و خلوت کوچه های سرد را
تحمیل پنجرا میکنی
من...
شبدر های چهار پرو قاصدک مهمانش میکنم
واین یعنی
آغاز جنگ میان منو تو