تبليغاتX
◄◄دختر تنهایی شب►►

سکوت فریاد دل من است فقط تو باورش کن

EVER wiTh Me

نظر تو چیه؟!

+ دختر تنهايي شب


باید بخوابم..

از کابوس هم خبری نیس..!
فرشته های محافظمم الان میان پیشم تا تو بغلشون بخوابم..

+ دختر تنهايي شب


درارو پشت سرم بستم...

دو تا قفل خرابارم زدم به در آخریه...

میدونی...

میترسم اونا بازم فرار کنن...

اونا ماله منن!

من با اونا زندگی کردم

هم با خونه های قدیمی

+ دختر تنهايي شب


بی حوصلگی ها رو شمردم

از ۱۰ تا ۲ تا کم تر شد...

+ دختر تنهايي شب


تعصب احمقانه ندارم

خواسته محال ندارم

دلخوشی بیجا ندارم

نا امیدی طاقت فرسا ندارم

فکر میکنم آدم هم نیستم با این حساب...

+ دختر تنهايي شب


هیچکس نمی داند

هیچکس نمیداند

هنوز هم هیچکس نمی داند...

ما چه بر سر خود می آوریم...

لبخند میزنیم...پای کوبی میکنیم...یکدیگر را به مرز دیوانگی میکشیم....

لذت میبریم...مست میکنیم...

نه...

+ دختر تنهايي شب


یادم که پرواز آخرمون میفته

گریم میگیره

میدونی اون روز تو یکی از پرهام و بالای اون ابر سیاهه کندی و گفتی

میشه یادگاری برش دارم؟

تو رفتی خیلی وقته نمیدونم چند روزه...

اما جای خالی اون پرم هنوز هست...

مثه یه رسوایی غیر قابل انکار...

+ دختر تنهايي شب


من دیگه طاقت ندارم با زندگی بجنگم...

میشه مرد؟

+ دختر تنهايي شب


زندگیم و فوت کردم سمت تو...

اگه تونستی بگیرش

میدونی بهش احتیاج دارم

+ دختر تنهايي شب


نمیخواستم بمیرم و این فاجعه کاملا اتفاقی بود

+ دختر تنهايي شب


دلم برای ۱۳ میسوزد...

خیلی بی کس است چون...

دوستش میدارم..چون مثل خودم میماند..

دوستش بدارید تا حس نکند اینجا سنگ دلی رواج دارد شب ها...روز ها...

دلم برای ۱۳ میسوزد...

+ دختر تنهايي شب


آخرین نفس ها...

تو به یادم آمدی...

بر گشتم...

برگشتم

+ دختر تنهايي شب


خواستم دوست داشته باشم

چون عشق آدم از این ها بیشتر به هرزگی میکشونه..

دیگه تا کجا نرفتم که میخوام برم؟

+ دختر تنهايي شب


توی نقطه منفی بینهایت خوابیدم

+ دختر تنهايي شب


کی فکرشم میکرد من

من 

بزرگ شم؟

+ دختر تنهايي شب


دلم تنگ شد برای ریانای دوست داشتنی...

+ دختر تنهايي شب


من دارم شنا میکنم

توی باتلاق وجودیم...

زنونه مردونه نداره

تو هم میای؟!

+ دختر تنهايي شب


چند سالی میشه که دارم فکر میکنم

+ دختر تنهايي شب


من الان اون فرشته خوبم  که همه ناخوناش و لاک زده

انگوشت کوچیکه سبز

بعدیش سورمه ای

بعدیش قرمز

بعدیش

صورتی

بعدیش زرد

اونیکی دستم قرینشه...

+ دختر تنهايي شب


فرشته  ی بی بال دوست ندارم

+ دختر تنهايي شب


دوست دارم

دوست دارم

همیشه دوست دارم رو لبامه میشه بگی کیو؟!

+ دختر تنهايي شب


همه پازلام چدیم..

همرو بلد بودم...

توی آخری یه دونش گم شده بود...

گریه کردم...حس کردم که شکست خوردم

+ دختر تنهايي شب


خیسه...

خیسه...

مژه هاش خیسه...

من باعث شدم که مژه هاش خیس باشن...

همیشه

شاید تا آخر دنیا

+ دختر تنهايي شب


گاهی اوقات زود تر از اینکه فرامشت کنن فراموش میشی

+ دختر تنهايي شب


نگاه کن یه ثانیه دیگه هم گذشت..

این کسل کننده ترین چیزیه که تو زندگیم همیشه تکرار میشه...

+ دختر تنهايي شب


فعلا توهم و بچسب

+ دختر تنهايي شب


اون آدمکه اون گوشه چند شبه بدجوری زجه میزنه

روزها هم که همش از چشاش اشک میاد

امشب میرم لب و چشمش و بهم میدوزم تا دیگه از چشاش خون نیاد

تا دیگه جیغ نزنه

+ دختر تنهايي شب


یه روز آشغال های توی خیابون هم گورشون و گم میکنن...

او وقت دیگه هیچی نیست  تا دخترای بوگنده خودمون و به اون نسبت بدیم...

+ حالم از اون دخترا بهم میخوره

+ دختر تنهايي شب


یادمه یه روزی انقده از پنهان کاری متنفر بودم که....

حالا چی؟روزها همش با دروغ و ریا و پنهان کاری میگزره...هیچکسم نیس بگه...چرا؟

+ دختر تنهايي شب


یه نور خیره کننده میبینم

دیگه هیچی نمیبینم

هیچی!

+ دختر تنهايي شب


من بزرگ شده بود

انقدر زیاد که دیگه تا نداشت

من بزرگ شده بود

انقدر زیاد که دیگه گریه نمیکرد

ولی امروز من کوچیک شد

انقدر زیاد که شد ۲ تا

انقدر زیاد که زار زار گریه کرد

تو اتاقش٬ تو بغله خدایی که هیچوقت نتونست حسش کنه

+ دختر تنهايي شب


اصلا نمی تونم به خودم بقبولونم که یه روز ممکنه کسایی که دوسشون داریم و پیشمون نیستن برگردن...

تازه خوش خیالی هم بکنم و بگم٬بعد این مدت هنوز هم عاشقتن

+ دختر تنهايي شب


من سختم..

من گریه نمیکنم

من فقط گاهی اوقات 

در بد ترین شرایط

که دیگه کاریش نمیشه کرد

 میشینم یه گوشه و واسه دله خودم گریه میکنم

 

+ دختر تنهايي شب


اصلا نمیدونم چرا دستم نمیره رو گزینه نظر خواهی برای این پست فعال باشد

شاید چون همیشه پیش خودم میگم دور ورام ارزش نداره شما ها به خاطرشون انرژی مصرف کنید

پس این پست هم غیر فعال باشد!

+ دختر تنهايي شب


تعصب احمقانه ندارم

خواسته محال ندارم

دلخوشی بیجا ندارم

نا امیدی طاقت فرسا ندارم

فکر میکنم آدم هم نیستم با این حساب...

+ دختر تنهايي شب


صدام غم نداشت...

تلقین:تار های صوتیم یکم میلرزه فقط همین

+ دختر تنهايي شب


کوزت زحمت کش که میگن منم!

 البته نقش دختر تنهایی شب رو بازی میکنم.

...

سکانس آخر

برو آقا...برو...برو بعدی!

+ دختر تنهايي شب


بزار ذهنت پرواز کنه اینطوری پشت ابرای سیاهم میبینی ...

+ دختر تنهايي شب


فرق من و تو کلی سادس

ببین من =من

تو=تو

هیچ ربطی هم به هم نداریم...

قوربونت بوس بوس

بای...

+ دختر تنهايي شب


صلیب ها رو با هم شکستیم

با همان نمیم چکمه های پاشنه دار قهوه ای

و کفش های مردانه تو

+ دختر تنهايي شب


شادی کن

چون فقط شادی

وقت های دلتنگی به درد میخورن

اشک نریز

+ من شادی نمیکنم تو شادی کن....

+ دختر تنهايي شب


نه فقط برای تو ...

بلکه برای زندگی زنده ام

+ دختر تنهايي شب


صرف نظر از تنهایی

من واقعا تنهام

+ دختر تنهايي شب


اگه شکستی و تیکه تیکه شدی مهم نیس

من با تو پیمان بستم که میچسبونمت

+ دختر تنهايي شب


هی میشه یه کاری برام بکنین؟

هروقت دلتون تنگید..

من و یادتون بیارید و حرفای زیر لبیم و

شاد میشین

شاد

+ دختر تنهايي شب


سرنوشتم و خودم برای خودم رقم زدم..

واسه همینه که دو رو توش جا انداختم

+ دختر تنهايي شب


هی میدونی چیه!!!!

دلی که یه بار شکسته شد ارزشه دوباره شکوندن نداره

+ دختر تنهايي شب


من مدام بیهوش نقش بر زمین میشوم

تو مدام بیقراری میکنی

من مدام طبیب طلب میکنم

تو مدام بیقراری میکنی

من مدام میمیرم

تو مدام بی قراری میکنی

+ دختر تنهايي شب


فردا دیر بود

امروز زود

نمیدونم کی باید بهت میرسیدم...نمیدونم شاید

وسط امروز و فردا

+ دختر تنهايي شب


توی داستان هایی که تو برام مینوسی و میفرستی

شخصیت قهرمان ماله تو بوده...همیشه..

میشه یه بار من بیام و تورو نجات بدم؟!

من هیچ وقت دوست نداشتم ملکه ی جوان باشم که توی قلعه دشمن اسیرم...

یه بار تو بشو شاهزاده اسیر...کمک دخترک فقیر که با کلتم میام و نجاتت میدم..!ها؟

+ دختر تنهايي شب


و اون ستاره کوچولوهه که اون گوشه آسمون خیره به من مونده...

توی دنیا فقط من و داره...

+ دختر تنهايي شب


شب شیشه ای شکست...شب شیشه ای شکست..

من شکستم...تو شکست..

+ دختر تنهايي شب


امروز..

روز به خون کشیدن آتش است...

زبانم را که میفهمی...؟!

+ دختر تنهايي شب


کاملا افسرده

توی خودم فشرده!!!!

+ دختر تنهايي شب


یه چیزی نوشتم! چه خوب که پاک کردم!

+ دختر تنهايي شب


شنیدم..شننیدی ..نشنید!

+ دختر تنهايي شب


مهمونی دعوتم میکننی...

وقتی لیست مهمونا رو میبینم...دلم میخواد

زمین دهنشو باز کنه بپرم توش...

+ دختر تنهايي شب


نمیدونستم....

که...

اصلا

هیچی...

متنفرم...

+ دختر تنهايي شب


شب میشه...روز میشه...

من بیخبرم ازت..

+ دختر تنهايي شب


وقتی بهم گفتن بالاخره توهم عاشق شدی...

دلم میخواد گریه کنم..

نمیدونستی که من همیشه عاشقم؟!

+ دختر تنهايي شب


نظر خواهی برای این پست غیر فعال می باشد!

+ دختر تنهايي شب


خیلی داغونم

کلافه

دارم میترکم!
بابا میشه من بمیرم!
میشه من ...

اصلا قرار بود اینجا دپرس نباشم!

+ دختر تنهايي شب


آره آره همون که تو میگی! دردودل بود بابا

بد نیست

بعضی وقتا اینجارو بخونی!

+ دختر تنهايي شب


جلو آیدیت مینویسی تو این دنیا معرفت نیس!
بعدم مینویسی گشتم نبود نگرد نیست!
تو که چشات جیزای زشت و قشنگ میبینه ...حتما بازم بگردی معرفت و پیدا میکنی

پ.ن:هوووف

+ دختر تنهايي شب


نمیدونم...نمیدونم..

منتظرم فعلا...باید صبر کنم....کجایی تو

+ دختر تنهايي شب


خوب میدونی؟!

الان احتیاج شدیدی به به همدم دارم~

نظرت چیه؟!میتونی از عهده این کار بر بیای!؟

+ دختر تنهايي شب


یکی از دوستان گم شده..

گم که نشده فک کنم بیشتر سعی میکنه خودشو گم کنه...

مهم نیست!
یعنی مهم هست اما فک کنم عقده داره کسی نگرانش باشه تا حال کنه :ی

+ دختر تنهايي شب


دل دله دیوونه منه عشقت تو سینه منه!

باور داورنی؟!

(لهجه من و دوستامه داورنی=داری)

+ دختر تنهايي شب


دلم تنگ شده!
استرس هام شروع شده

+ دختر تنهايي شب


دیر شده!
خیلی دیر شده!
دلم نمیخواد دیر بشه!
اما دیره!

+ دختر تنهايي شب


تا حالا شده حس کنی اضافی هستی؟

+ دختر تنهايي شب


عاشقیم اما عاشقی کردن نمیدونیم

زنده ایم و زندگی کردن نمیدونیم!

+ دختر تنهايي شب


متنفرم از خواستن اما نداشتن!

+ دختر تنهايي شب


از کنار کسایی که دوستشون دارم رد شدن..

سخته ...

باید بدوم! سمت آینده..

+ دختر تنهايي شب


پس تو از من بودن بگذر

من هم از تو گذشتن را

+ دختر تنهايي شب


تو دیوونه ای!

نه !

من فقط عاشقم!

+ دختر تنهايي شب


تمام شده باشی !

انگار!

+ دختر تنهايي شب


تمرین بر تکرار مکررات!

+ دختر تنهايي شب


من عاشقم هنوز..

عاشق چشم های رنگین کمانیش...

چه خوبه کودکی کردن..

+ دختر تنهايي شب


فقط کافیه چشات و ببندی

+ دختر تنهايي شب


پس کافیه اتاقامونو عوض کنیم..

اینجا خاطرات بدی و واسم یادآور میشه!

+ دختر تنهايي شب


دوست ها میان و میرن

د و س ت ها اگه دوست باشن هیچوقت نمیرن!

+ دختر تنهايي شب


نمیدونم امروز آسمون و دیدی یا نه !!
اما سرد بود...

+ دختر تنهايي شب


یه چیزی شبیه بغض ناتموم!
مثه من بی تو...

+ دختر تنهايي شب


پست مطلب جدید!
دیگه اینم تکراری شد...

+ دختر تنهايي شب


میریمم جلو!
میدوییم!
میخوریم زمین..

میخندیم!
میخندیم!
من گریه هم میکنم!

شوووره!

+ دختر تنهايي شب


من میشم همونی که میشستی کنارش

سر میزاشتی روی شونش

میباریدی تا خود صب؟!

من و یادت هس هنوزم!؟

من همونم که میمونم!
من عروسک بی غرورم

+ دختر تنهايي شب


یاااااااااااااااااااااااد گرفتی؟!

باشه! فهمیدم استعداد موش و گربه بازی داری
فعلا که استارت زدی

تا ببینیم بعد چی میشه!

+ دختر تنهايي شب


سه نقطه

+ دختر تنهايي شب


میشد فهمید که اون داره به من ترحم میکنه

واسه همین بود که کفشای مشکیشو با ماژیک صورتی کرد و داد به من...

+ دختر تنهايي شب


به تو فکر میکنم!
به خودم!
به سرنوشت!
به ته نوشت!
به مرگ

+ دختر تنهايي شب


میشه فرضم کنی!؟ازم قضیه جدید بسازی؟!

 بعدم به هر دو طرف حکم یه چیزی مثه محبت اضافه کنیم؟!

شاید بشه  ازشون فاکتور بگیریم و هر دو طرف معادله مثل هم بشن!

+ دختر تنهايي شب


نمیدونم!نمیدونم

نمیدونم کجایی!
نمیخوامم بدونم!
ولی یادت باشه هنوزم قرارمون پشت او دیواره گلی!

همون که پشت من و خاکی میکرد!
همون که دستای تورو  خاکی میکرد!
همون که من نفهمیدم چرا تو هیچوفت پشتت خاکی نشد اما من...

+ دختر تنهايي شب


محکم میکوبید روی کیبورد...

i hate mY life...i hate my lOve...i hate

+ دختر تنهايي شب


گناه تو همین بود...

فرار از تنهایی....

فرار از من بودن...

+ دختر تنهايي شب


پاک کنت و من بر دااشتم!
سرزنشم نکن..

نمیخواستم خط آخر داستانت و که منم توشم پاک کنی...

..

نمیتونی بفهمی من چقدر تو رو...

+ دختر تنهايي شب


اون فکر میکرد که تونسته منو ماله خودش کنه

حالا من از تو  میپرسم!
تونست؟!

+ دختر تنهايي شب


میگفت میتونه بره و دیگه نیاد

بهش میخندیییدم

من بهش میخندیدم! بلند بلند میخندیدم! انقدر میخندیدن که گریم میگرفت...انقدر میخندیدم که

بیهوش میفتادم روی زمین.

+ دختر تنهايي شب


یادش افتادم!
خواستم بگم کاری باهاش ندارم!
چند وقته گند زدم!

...

+ دختر تنهايي شب